على محمدى خراسانى
506
شرح منطق مظفر (فارسى)
عطف بر « اللّه » مىشود كه اسم انّ و محلا مرفوع است ، چون در اصل مبتدا بوده و كلام درست مىشود و معنايش آنست كه خدا و رسول خدا از مشركين بيزارند . يا مثلا آيه : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » اگر ايّاك با تشديد باشد به معناى اينست كه فقط تو را مىپرستيم و ضمير منفصل منصوب است . ولى اگر اياك را به تخفيف بخوانيم به معناى بت است يعنى بت را مىپرستيم . يا مثل آنچه كه عوام در مقام نيّت مىگويند : « قربة الّا اللّه » كه معناى كاملا غلط است و بايد بگويند : « قربة الى اللّه » و يا « اللّه ليس به خالق » اگر كلمهء خالق از مادّهء خلق به فتح عين الفعل مشتق باشد ، اين كلام كفر است و اگر از مادّهء خلق به كسرى عين باشد كلام صحيح است چون خلق به معناى كهنه و فرسوده شدن است و خداوند اينگونه نيست . مثالى كه مصنف رحمهم اللّه در اين مورد آوردهاند ، كلامى از ابن سينا است ، كه آن را نقل به معنا مىكنند . ابن سينا مىفرمايند : خداوند بحت وجود است ( صرف الوجود و محض وجود كه عدم ، نيستى و كاستى در آن ذات راه ندارد ) ولى برخى اين كلام را تغيير داده و گمان بردهاند كه منظور حكماء از اين كلام اينست كه خداوند واجب الوجود است كه كلمهء بحت اگر نقطههايش و اعرابش فرق كند و جابجا شود مىتواند به اشكال مختلف درآمده و هربار هم معنايى داشته باشد » . يادآورى : همانطور كه در قسم اوّل از اقسام مغالطات لفظيهء ، منشأ مغالطه ، اشتراك اسمى بود ، همچنين در قسم دوّم و سوّم هم منشأ مغالطه همين اشتراك در لفظ است ، منتها اشتراك اسمى مربوط به هيئت و شكل است نه مربوط به جوهر و حقيقت لفظ ، اين اعرابها ، نقطهها ، تشديد و تخفيف است كه چنان تفاوتهايى ايجاد مىكند ولى در نوع اوّل اين تفاوت مربوط به جوهر و حقيقت لفظ است و لذا نام خصوص قسم اوّل را « مغالطه به اشتراك اسم » گذاردهاند و بلكه سه نوع بعدى هم كه ذيلا به ترتيب خواهد آمد از جهتى به اشتراك لفظ برمىگردد و منشأ مغالطه در همهء اين انواع ستّه همان اشتراك اسمى است . د . مغالطهء مماراتى نوع چهارم از انواع ششگانهء مغالطات لفظيّه ، مغالطهء « مماراتى است » . كلمهء ممارات در لغت ، مصدر باب مفاعله و از مادّه مرى به معناى شك و ريب مشتق شده است .